دلم میگیره... (میمون بازی)
راستش چند روز پیش "قبض برقمون" اومد و ...
مبلغ پرداختی (بهای واقعی!!!) این دوره ما "هفتادو یک و خورده ای هزارتومان"
نوشته بودن و"سهـــم پرداختی" که "بیست و یک هزار و اندی"
شده و این وسط هم یارانه پرداختی توسط دولت به مبلغ "پنجاه هزار تومان و خورده ای!" درج شده بود!
راستش اینجا بود که یه بوهای به مشاممون رسید و زدیم دوباره به سوزوندن فسفرای بی زبون...
---------------------------------------------------------------------------------------------
شده جریان اون فروشنده محترم که برای خدشه وارد نکردن به قیمیت اجناسش یه مبلغ کذایی میکشه روی "یه لا پیرهن!" و موقع خرید مشتری بدبخت یه خورده از اون مبلغ هچل هفتشو به عنوان تخفیف، با هزارو یک منت مرهمت میفرمایند و چند برابر قیمت واقعی جنس نصیبش میشه (عجب تشابهی!)
با چنین مسائلی (که تعدادشم کم نیست و خودتونوم گوشه کنار این شهر زیاد باهاش برخورد میکنید، چه برسه به من) که روبرو میشم دلم خیلی میگیره.. از قیمت ملک بگیر تا همین خورده ریزا (که برای خیلی طاقت فرسا شده) واقعا چرا همه چیز انقدر نمایشی شده! 
نمایشی که هیچی پشتش نیست
( یا اگرم هست سند و مدرکش کو؟!)
؟
----------------------------------------------------------------------------------------------------
البته خیلیا مثل خانواده ما با این شرایط درگیرن، ولی تنها شانسی که پدر مادر من اوردن اینه که یه بچه دارن
ختم کلام ، میخواستم بگم خانواده 3 نفره ما (من و پدر مادرم) که در طول روز اکثر اوقات در منزل تشریف ندارن و شب هم از وسایل پرمصرف و لامپهای آنچنانی استفاده نمیکنن، چرا باید در این چند قبض اخیر با چنین ارقامی و بزرگواری هایی روبرو بشن!؟
چرا تا قبل از این خبری از این "سوبسیدای رابین هودی" تو قبضای ما نبود!؟ 
-------------------------------------------------------------------------------------------------------
و کلام آخر(نکته اخلاقی): لطفا بعد از خواندن این چرندیات مانیتور و کیس و هرچی وسیله برقی اضافه دورو برتون میبینید خاموش کنید
قربونه همگی، التماس دعا 
نمیشه!

همیشه و درهمه حال با همه روراستم...
سعی میکنم خالصانه و در حد توانم بهشون کمک کنم...
ولی نمیدونم چرا بعضیاشون یهو چهرشون عوض میشه!
انتظاراتشون از آدم زیاد میشه!
اونوقت..
یه حس بدی به آدم دست میده! 
حس پوچ و تهی بودن..
حس میکنی دارن ازت سوء استفاده میکنن...
شایدم حق با اوناست! !
تو نباید اینطوری باشی...
اونا دارن الگوهای رفتاری خودشونو اجرا میکنن
که با تو جور در نمیاد!
اما من مطمئنم اشتباه نمیکنم...
مزیتش اینه که دوستای واقعیمو ، اونایی که منو به خاطر خودم دوست دارنو میشناسم...
از این به بعد هم همینطوری خواهم بود
فقط دور نوخاله هارو یه خیط میکشم 
-------------------------------------------------------------------------------
پیام اخلاقی: ولی انصافاً بعضیا خیلی بدجنسن! 
پا.نوشت: مطالب فوق هیچ ربطی به محیط مجازی اینترنت ندارد.(سوتفاهم نشه
)
لصیم! 

یاد گرفتم که:

یاد گرفتم که:
1. با احمق بحث نکنم و بگذارم در دنیای احمقانه خویش خوشبخت زندگی کند.
2. با وقیح جدل نکنم چون چیزی برای از دست دادن ندارد و روحم را تباه می کند.
3. از حسود دوری کنم چون حتی اگر دنیا را هم به او تقدیم کنم باز هم از من بیزار خواهد بود.
4. تنهایی را به بودن در جمعی که به آن تعلق ندارم ترجیح دهم.
جستارگر!
داشتم وبگردی میکردم یه شعر نظرمو جلب کرد گفتم دمه دستی بنویسمش اینجا..

همه روز روزه بودن
همه شب نماز کردن
همه ساله حج نمودن
سفر حجاز کردن
ز مدینه تا به کعبه
سر و پا برهنه رفتن
دو لب از برای لبیک
به وظیفه باز کردن
شب جمعه ها نخفتن
به خدای راز گفتن
ز وجود بی نیازش
طلب نیاز کردن
به خدا که هیچکس را
ثمر آن قدر نباشد
که به روی نا امیدی
در بسته باز کردن
دسته شاعرش درد نکنه!
قربونه همگی..
نخستین گناه

همین که فهمیدی کجاهارو اشتباه کردی و سعی میکنی از این به بعد تکرارش نکنی خودش کلی ارزش
داره و به هر حال... جای امیدی هست................................. 

فقط یه کم حواست به این غروره باشه که کار دستت نده!
(تعادلشو حفظ کن
خسارات جبران ناپذیری داره!)
به نصیحت اطرافیان و راه حلهاشون بی تفاوت نباش و سعی کن همیشه منطقی تصمیم بگیری.
سعی کن بیشتر خودتو بشناسی تا بفهمی از زندگی چی میخوای . همین باعث میشه به استعدادای خودتم پی ببری 
همیشه قبل از انجام هرکاری همه چیو بسنج تا از عواقب کارت غافل نباشی.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
پ.ن: راستش مشکل یک دوست عزیز باعث شد بنده حقیر انقدددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددر فسفر بسوزونم (حالا با این تورم کودوم بابایی میخواد ماهی بخره تا جبرانش کنه؟!
)
از هر جام که میزنیم ضرر میکنیم!
اینم شد زندگی؟!
تولدی دیگر
به نام حق تعالی
باعرض سلام
(شمایل مخاطب:
)
دیدم وبلاگم بسیار مظلومانه اینجا تلپ شده(کسی هم کاری به کارش نداره
) گفتم یه کم باهاش درد دل کنم از سر بی وفاییمون بذگره
!
------------------------------------------------------------------------------------------
میدونم این رسمش نبود که اینطوری ولت کنم و برم
حتی یه سری هم بهت نزدم که ببینم هستی! نیستی! بک گراندت و در و دیوارت هنوز روبراست!؟ حتی نیومدم ببینم به خاطر چرت و پرتایی که روی صفحاتت نوشتم بازداشتت کردن یا نه!
(شمایل مخاطب:
)
اما جونه خودم نباشه، به جون خودت اطمینان داشتم بهت
(شمایل مخاطب:
)
میدونستم با اخلاقی،حجب و حیا داری
(شمایل مخاطب:
) حلال حروم سرت میشه( قربونه اون بانوی محجبه ی توی بک گراندت...
)
(شمایل ..:
)
مخلص کلام، میدونم در حقت بد کردم
ولی خدایی دوسِت داشتم و دارم و خواهم داشت
... (شمایل مخاطب:
)
از زوره بی کسی و بی مطلبی یه نخود مشاعیر داشتیم
اونم از دست دادیم (شمایل..:
)
حالام اومدم با اجازت تولد 4 سالگیتو هم همین وسط بهت تبریک بگم

تولدت مبارک 
ایشالا تو باشی
منم باشم و سایم بالا سرت باشه
مثل قدیما یکه تاز عرصه وبگردوننگی باشیم (خودم:
اینم خودشه:
)
آمین

