´Òòº°¤.¸.·´BinamoBineshan`·.¸.¤°ºóÓ`

بی نام و بی نشان به این آدرس نقل مکان کرد >>> soo3.wordpress.com

جوک طنز

ترکه بچش یه روز بعد از عید فطر به دنیا میاد، اسم بچشو میذاره پست فطرت !!! شیطان

 

 

سازمان سنجش اعلام کرد که هیچ قزوینی حق ندارد پشت کنکور بماند! نیشخند

 

 

شرکت نوکیا برای رفاه حال اس ام اس نویسان محترم ایرانی

یک گوشی جدید طراحی کرده که با فشردن تنها یک دکمه

می نویسه : یه روز یه ترکه..

 

ترکه میمیره، عکسشو نداشتن رو قبرش بزارن تا گردن دفنش می کنن

 

 

قزوینیه کنار زمین فوتبال خوابیده بوده، بهش میگن:

پاشو برو تو زمین، بازی شروع شده.

میگه: من برانکاردم! smile emoticon kolobok

 

 

یه بچه گربه از مامانش می پرسه : مامان بابای من کیه ؟

میگه : نمی دونم من سرم توی سطل آشغال بود.. smile emoticon kolobok


 

 

 

به یک آقای رشتی که بچه زیاد داشته میگن اینقدر بچه داری

اسماشون یادت میمونه میگه آره اسماشون که یادم میمونه

فقط فامیلی هاشون یه ذره سخته..خوشمزه

 

 

 

یه لره که پولدار بوده بچشو میبره مهدکودک لندن خارجى یادش بدن سال بعد میره سراغ بچه اش نرسیده به مهد کودک بچه هاى لندنى داد زدن: ممتقى بوات اومــــــــــــد هیپنوتیزم






ترکه بچه اش کور در میاد اسمشو می ذاره حیدرمریم زاده ! smile emoticon kolobok

 

 

به ترکه میگن: یه میوه خوشمزه، آبدار و شیرین نام ببر.
میگه: خیار!
بهش میگن: خیار کجاش آبدار و شیرینه؟
ترکه میگه: با چایی شیرین بخور، نظرت عوض میشه! smile emoticon kolobok

 

 

 

مومن اگه مومن باشه سر از سجده بر نمیداره

پایگاه مقاومت بسیج قزوین



smile emoticon kolobok

 

 

 

ترکه میره با پژو 206 مسافرکشی 4 نفر رو
سوار میکنه بعدش خیلی تند میره .

اولی میگه آقا خیلی داری تند میری .

ترکه میگه تا حالا 206 داشتی ؟

طرف میگه نه .

میگه : پس خفه شو .

همین طور سرعت رو میبره بالا و تا نفر سوم
همین جواب رو میده .

چهارمین نفر میگه آقا خیلی تند میری .

میگه تا حالا 206 داشتی .

میگه : آره .

ترکه میگه : پس تورو خدا بگو ترمزش
کدومه!!!!!

 

 

تو اردبیل به مناسبت میلاد امام علی به همه ی اونهایی که اسمشون میلاد بود جایزه دادن!

 

 

مردای آلمانی : 1 زن دارن 1 معشوقه ، معشوقشونو از همه بیشتر دوست دارن.
مردای آمریکائی : 1 زن دارن 1 معشوقه ، زنشونو از همه بیشتر دوست دارن.
مردای ایرانی : 10 تا زن دارن 100 تا معشوقه ، آخرشم مامانشونو از همه بیشتر دوست دارن!

 

 

به ترکه میگن : چی شد مامانت مرد ؟ میگه: رفت پشته بوم رخت پهن کنه افتاد…میگن افتاد مرد ؟ میگه:نه بابا افتاد رو کولر ، کولر شکست افتاد . بهش میگن اون موقع مرد؟میگه:نه آقا جان،بعد افتاد رو تراس ، تراس خراب شد . میگن:خوب این دفعه مرد ؟ ترکه میگه:نه بعد افتاد رو سقف گاراژ،سقف خراب شد!بهش میگن:حتماً این دفعه مرد ؟ میگه:بازم نمرد،دیدیم داره کُلّ خونه خراب میشه،با تفنگ زدیمش! smile emoticon kolobok

 

 

 

 

یه بار ترکه می خواد ثابت کنه که ما خر تر از لرها هستیم میره وسط بیابون شرع میکنه به شنا کردن یهو یه لره با قایق موتوری از جلوش رد میشه. smile emoticon kolobok

 

 

سالی پر از توام و سرشار از آکنده براتون آرزومندم ! smile emoticon kolobok
(پیام نوروزی یک لر)

 

 

 

 

ترکه بعد از 2 سال سربازی، کارتش رو می‌گیره، یه نگاهی بهش می‌کنه و میگه: ای بابا، اینو که دارم، گواهینامه میخوامsmile emoticon kolobok

 

به ترکه میگن از قفل فرمونت راضی هستی ؟ میگه: آره فقط سر پیچ اذیت می کنه

 

ترکه داشته با اخم پولکی می خورده
بهش می گن چرا اخم کردی؟
میگه والا ما هر حرفی بزنیم میگن ترکا خرن
ولی به خدا این چیپسا شیرینه!!!

 

به ترکه میگن چی شد ترک شدی؟؟
میگه یه خر هار گازم گرفت!!



ترکه هی به موبایلش نیگا میکرده و می خندیده.
بهش میگن چی شده؟ میگه sms اومده. میگن حالا چی نوشته بگو ما هم بخندیم.
میگه نمیدونم کیه هی مینویسه Low Battery !!! smile emoticon kolobok

 

به ترکه می گن یک جمله بگو 10 تا بیل توش باشه میگه :


بیل میرم ، هابیل با بیل قابیل رو کشت

یا قابیل با بیل هابیل رو کشت یا بیل عکس

می گن این که 8 تا است

میگه ابیلفضل از اردبیل smile emoticon kolobok



 



 



 



 

  
نویسنده : بی نام و بی نشان ; ساعت ٥:٤٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳۱ شهریور ۱۳۸۸
تگ ها : جوک و طنز


اعتیاد به تراوین

یه ماه نشده دارم تراوین بازی میکنم نژاد برتر, نژاد رومن

 

خیلی مزخرفه، از کرم بازی که بگذریم شب و روز واسه آدم نمیذاره

نمیدونم چیکارش کنم, یه دفعه زدم اکانتو حذف کنم(خودمو بستم به تخت) نشد.

دوباره رجوع کردم!

 

فایده ای هم نداره که..منتظر

یه چندماه دیگه میخوان جانوری به نام ناتار(اگه اشتباه نکنم) ول کنن تو سرور که بازی تموم بشه...(دقیقا نفهمیدم چیه فلسفش!)

 

منم که تازه کار,همچنین کله شق و دریده پررو!

حالم از خشانت توی بازیم داره به هم میخوره دیگه 

 

 

غارتگر

 

 

 

 

 

  
نویسنده : بی نام و بی نشان ; ساعت ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۸ شهریور ۱۳۸۸
تگ ها : تراوین


یه روز میریم..

دیشب مامان جان در عالم خواب و رویا مادربزرگشو خواب میبینن..

 

برام تعریف کرد..

هیپنوتیزم

 

http://arsalanb.files.wordpress.com/2008/06/diediemy20darling.jpg

 

تو خواب دیده که من نوزاد شده بودم..

میخواسته بره بیرون منو میسپره به همین مامان بزرگمون و میره..

 

میگه وقتی برگشتم دیدم نیستی! اونقدر داد و هوار کردم و صداتون کردم تا..

 

یکی از همسایه ها اومد بیرون و گفت داد نزن اینجان!

بعد مارو پیدا کرد..

توی حیاط خونه همسایه بودیم!

این آخرشو دوست نداشتم؛ کاش یه همتی میکرد به جای خونه همسایه میبردم همونجایی که الان هست..

 

 

 

افسوس

  
نویسنده : بی نام و بی نشان ; ساعت ٦:٤٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ شهریور ۱۳۸۸
تگ ها :


پرشین بلاگ؛ آی لاو یو, نرو از پیشم بمون!

به همت عالی دوستان اینجا مینویسیم...

 

دیروز دیدم بلاگ خودم و دوستان باز میشه؛ ولی دسترسی به مدیریت پرشین بلاگ بسته شده! یعنی فولتر شده! باورم نمیشد..

اینم خبری که از سایت پارلمان نیوز کش رفتم:

 

پارلمان نیوز: اولین و یکی از بزرگترین و معتبرترین ارائه دهندگان سرویس وبلاگ در ایران فولتر شد.




به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس «پارلمان‌نیوز»، صفحه اصلی این ارائه دهنده سرویس وبلاگ در آدرس http://www.persianblog.ir فولتر شده و بدین ترتیب امکان به روز رسانی وبلاگ‌های ثبت‌شده، ثبت وبلاگ جدید و استفاده از امکانات صفحه اصلی پرشین بلاگ محدود شده است.


همچنین اخبار حاکی از آن است که مدیران پرشین بلاگ نیز به برخی از مراجع قضایی احضار شده‌اند.


پرشین بلاگ به دلیل آنکه فضای آزادتری را نسبت به سایر ارائه دهندگان سرویس وبلاگ در ایران، برای وبلاگ نویسان فراهم کرده است، از سال گذشته به شدت مورد حمله برخی از رسانه‌های حامی دولت بود.

 

  
نویسنده : بی نام و بی نشان ; ساعت ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٤ شهریور ۱۳۸۸
تگ ها : پرشین بلاگ


facebook زدگی..

جدیدا یه سری میگن سایتهایی از قبیل فیس بوک و توییتر و .. الباقی سایتهای بی ادبی آزاد شدن!

من زدم دیدم هنوز همان است که بود..

البته شاید اینترنت من زیاد سختگیره!

به هرحال..

 

چندوقت پیش خبر رسیده بود که فیس بوک بزرگ دامنه ir خودشو از ایرانیا پس گرفته...

اما من الان همینطوری یه سری زدم دیدم سایت به راهه!(+)..

جالبتر از همه نشان قانون کپی رایت اون پایینه سایت بود..

 

 

 

 

..... خمیازه

 

 

 

  
نویسنده : بی نام و بی نشان ; ساعت ٥:٤٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۳ شهریور ۱۳۸۸
تگ ها : facebook


کلام بزرگان

  • آنچه مردم را دانشمند می کند، مطالبی نیست که یاد میگیرند، بلکه چیزهایی است که می فهمند.
  • یا راهی پیدا می کنم؛ یا آن را پدید می آورم.
  • کسیکه هر روز بر یک ترس غلبه نیابد، درس زندگی را نیاموخته است.
  • اگر شما تشخیص میدهید که اشتباه کرده اید، جرات پذیرش آنرا داشته باشید.
  • ما نمی توانیم حوادث را در مهار آوریم. اما میتوانیم واکنش خود را نسبت به آنها مهار کنیم.
  • همچون توپ پلاستیکی باشید که هر چه محکم تر به زمین می خورد، بالاتر می رود.
  • در مسیر صعودتان با افراد مهربان باشید. زیرا هنگام پایین آمدن به آنها نیاز خواهید داشت. 
  • برای شناکردن به سمت مخالف جریان رودخانه، قدرت و جرات لازم است. والا هر ماهی مرده ای میتواند موافق جریان آب حرکت کند. 
  • هیچ تضمینی برای رسیدن به یک هدف معین در زمان معین وجود ندارد. اما تضمینی وجود دارد که اهدافی که هرگز تعیین نشده اند، هیچ وقت به دست نمی آیند. 
  • دیوانه بمانید، اما مانند عاقلان رفتار کنید. خطر متفاوت بودن را بپذیرید، اما بیاموزید که بدون جلب توجه متفاوت باشید 
  • برای فرار از انتقاد، باید هیچ کاری انجام ندهید، هیچ چیز نگویید، هیچی نباشید!  
  • صد درصد تیرهایی که هرگز شلیک نمی کنید، به هدف نمی خورد. 
  • اعتماد کردن به هرکس و اعتماد نکردن به هیچ کس، هر دو شکستی برابر است. 
  • شما زمان و نوع مرگ خویش را نمی دانید. تنها میتوانید در مورد چگونه زندگی کردن خود، تصمیم بگیرید.
  • یک لاک پشت ممکن است صدها سال زندگی کند زیرا لاک اش به خوبی از آن محافظت می کند. اما فقط وقتی می تواند به جلو حرکت کند که سرش را بیرون بگذارد.

 

 

لبخند

  
نویسنده : بی نام و بی نشان ; ساعت ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۱ شهریور ۱۳۸۸


دفترچه خاطرات خدا! (طنز)



امروز در بارگاه مشغول محاسبات فیزیکی برای نصب و راه اندازی سیاره های جدید بودیم... دستور داده ایم آتش زیر گالیله را زیاد کنند تا مردک اینگونه برای ما زحمت درست نکند!

مردم سرشان به کار خودشان گرم بود و یک خورشید بود و یک ماه و مقداری ستاره که چسبانده بودیم طاق آسمان ! حالا همه فضول شده اند و هر روز به یک جای کار ما سرک می کشند! چشم درست کرده اند پدرسوخته ها که ته و توی عالم را وارسی کنند! هر سوراخی می بینند این چشمشان را فرو می کنند تویش ببینند چه خبر است!دستور داده ایم در آزمایشگاه بارگاه در مورد تغییرات نسل های اخیر بندگان تحقیق کنند! چند قرنی است خیلی فضول شده اند!

 

از صندوق قرض الحسنه بهشت تماس گرفته اند وافراد اقتصادی را که وام گرفته و پس نداده اند اعلام کرده اند! یکی نوح است که وام برای کشتی سازی گرفته بوده و ورشکست شده ، دیگران هم ابراهیم و اسماعیل و نوادگان و نتیجه گانشان هستند که همگی سند خانه خودمان کعبه را گرویی گذاشته اند .

 

از جهنم خبر رسیده است که سوخت تمام شده است و آتشی در کار نیست ! مغضوبین به جای عذاب و آتش از شدت سرما روی ویبره هستند! ملک سوخت را احضار کردیم .. نوسان قیمت جهانی نفت و تصمیمات اوپک را بهانه کرده است ! دستور فرمودیم از ذخیره سوخت بارگاه علی الحساب یک حواله صادر کنند تا اهالی جهنم دچار ذات الریه نشوند و خرج اضافی پشت دستمان بگذارند!

 

به میکاییل دستور دادیم در مورد این مردک احمدی نژاد و دار و دسته اش گزارش مبسوطی تهیه کند. مثل اینکه اطلاعاتی در مورد عالم غیب و همینطور بنده غایبمان مهدی دارد!

 

از اداره بازرگانی بهشت تماس گرفته اند در مناطق بالانشین بهشت مومنین بر روی رودخانه شیر و عسل سدسازی کرده اند و در املاک خود دریاچه مصنوعی ساخته اند! و شیر و عسل را در مناطق پایینی سهمیه بندی کرده و به صورت یارانه ای به فروش می رسانند! و سود قابل توجهی به جیب می زنند! محتمل است ریش ملک های سازمان شیر و عسل را چرب کرده باشند! امان از دست مومنین!

وضعیت اقتصادی دربار کمی آشفته شده ،ملک اقتصاد را احضار کرده ایم ....بحران اقتصادی آمریکا را بهانه کرده است! دستور داده ایم یک فروند کارت سوخت نامحدود از سهمیه الهی خودمان برای آتش کریستف کلمب صادر کنند! هر چه آتش است از گور همین پدرسوخته در می آید!

چند روزی است فکر می کنم نانت نبود ، آبت نبود؟! ملک و حوری ات دم دست نبود؟! خلقت این آدمیزادت چه بود دیگر؟! از روز خلقت این موجود دوپا و فضول آسایش نداشته ایم . هر کاری برایشان می کنیم یک چیزی هم طلبکار می شوند! همیشه دنبال واسطه و پارتی هستند! جالب اینجاست که واسطه ها اعتبارشان از ما بالاتر رفته..



 


منبع

  
نویسنده : بی نام و بی نشان ; ساعت ٤:٢٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٠ شهریور ۱۳۸۸
تگ ها : خدا


جایگاه غریبیست..

دیشب مطلبی درباره معنی عشق و دوست داشتن ارسال کردم. برای خیلی و شاید خودم تکراری بود؛ ولی کمی روشنم کرد..

مرز مشخصی نداره؛ و همین دردسر ساز شده و گریبان خیلیارو گرفته!

 

 

 

 

راستی جای من کجاست؟!!!

 

  
نویسنده : بی نام و بی نشان ; ساعت ۸:٠٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸۸
تگ ها :


معنی عشق واقعی

عشق واقعی و بدون ترس یعنی دوست داشتن یک نفر به دلیل لیاقت‌ها، توانایی‌ها و مهارت‌های اجتماعی و فردی او؛ در یک کلام دوست داشتن و احترام گذاشتن به ...  


عشق

 
عشق واقعی و بدون ترس یعنی دوست داشتن یک نفر به دلیل لیاقت‌ها، توانایی‌ها و مهارت‌های اجتماعی و فردی او؛ در یک کلام دوست داشتن و احترام گذاشتن به زن یا مردی که رفتار و حرکات او باعث آرامش، افتخار و امنیت ما می‌شود. خیلی از ما یا از عشق می‌ترسیم یا آن را نفی می‌کنیم یا آن‌چنان در دام افکار عاشقانه و رمانتیک گرفتار می‌شویم که بیرون آمدن از همه این حالت‌ها برای ما محال است. گروهی دیگر هم به دلیل ترس - ترس‌های مختلف به دلایل مختلف - سعی می‌کنیم تا مثلا عاشق بشویم و زندگی مشترک را با این مثلا عشق، شروع کنیم. در همه این شرایط هیچ‌کدام از ما «عشق آزادانه» را تجربه نمی‌کنیم و «عشق ناشی از ترس» همیشه در زندگی ما می‌ماند.

در این جا ابتدا نگاهی داریم به راه‌های شناسایی احساسات و عشق ناشی از ترس، و سپس با راه‌های رسیدن به عشق آزادانه آشنا می‌شویم. به نمونه‌های ارائه شده در ابتدای هر بخش توجه کنید؛ نقل قول‌ها واقعی است.




احساسات دروغ

«سال سوم دانشگاه بودم که نسبت به یکی از همکلاسی‌هایم احساس خاصی پیدا کردم. نمی‌دانم چه حسی بود اما هر بار که او را می‌دیدم، این حس به سراغم می‌آمد. کم‌کم باور کردم که می‌توانم به او نزدیک شوم. تلاش کردم و به نظر خودم توانستم توجهش را به خودم جلب کنم. با هم آشنا شدیم اما... رابطه ما به‌راحتی و با پیدا شدن نفر سوم سرد شد و عاقبت هم به‌هم خورد. الان که به گذشته فکر می‌کنم، به نظرم حس یکی از ما به دیگری دروغ یا شاید هم کاذب بود. همان زمان هم می‌ترسیدم و می‌دانستم رابطه ما چفت و بست درستی ندارد اما مشکل را پیدا نمی‌کردم».

روان‌شناسان معتقدند بسیاری از ما حتی بعد از ازدواج، تا مدت‌ها با احساسات دروغ زندگی می‌کنیم. «عشق دروغ» هم یکی از آنهاست و یکی از مشخص‌ترین نشانه‌های این عشق هم «ترس» است. ‌ترس از به‌هم خوردن رابطه یا پیوند زناشویی، ترس از تنها ماندن و در نتیجه آزاد نگذاشتن طرف مقابل به هر شکل ممکن، ترس از پیدا‌شدن نفر سوم در زندگی مشترک یا در دوران آشنایی پیش از ازدواج و... نمونه‌های بارز عشق دروغ است. سؤال و جواب کردن‌های بی‌دلیل و بادلیل ما هم نشان‌دهنده بی‌اعتمادی به طرف مقابل است.




عشق؛ چیزی برتر از یک حس

«بعد از جدایی از همسر اولم، دوباره عاشق شدم. بعد از یک ماه هم ازدواج کردیم اما الان بعد از جدایی دوم‌ام، فکر می‌کنم عاشق نبوده‌ام. ترس از حرف مردم، تنهایی و انتقام گرفتن از همسر اولم باعث شد فکر کنم و بعد هم باور کنم که عاشقم؛ عاشق همسر دوم‌ام. ولی این حس، واقعی نبود.»

به عقیده روان‌شناسان در اغلب موارد، تنهایی، رقابت با دیگران به دلایل مختلف، پر کردن خلأهای عاطفی مثل کمبود محبت، انتقام گرفتن از فردی خاص و... جانشین عشق واقعی می‌شوند. این احساسات ما را به سوی «عاشق شدن» هل می‌دهند. یادمان باشد که عشق واقعی یعنی دوست داشتن کسی به دلیل لیاقت‌ها، توانایی‌ها و مهارت‌های فردی و اجتماعی او؛ نه دوست داشتن کسی برای رفع احساس‌ها یا کمبودهای خودمان.




احساسات‌مان را بشناسیم

«پارسال که ازدواج کردم هر کس به من می‌رسید، می‌پرسید همسرم را دوست دارم یا نه. نمی‌دانستم چه بگویم! واقعا عاشق بودم یا نه، هنوز هم نمی‌دانم. سعی کردم این احساس را پیدا کنم تا دفعه بعد برای مردم جوابی داشته باشم ولی فکر می‌کنم هنوز هم آن احساس را پیدا نکرده‌ام چون جوابی برای این سؤال ندارم.»

بررسی‌های روان‌شناسان نشان می‌دهد شناختن احساس واقعی‌ما نسبت به طرف مقابل، مهم‌ترین گام برای شروع زندگی موفق است. برای شناخت احساس‌هایمان، در خلوت و تنهایی و دور از هر هیاهویی به این 4 موضوع صادقانه بیندیشیم:

- به دقت به رابطه‌مان از گذشته تاکنون فکر کنیم. به نحوه آشنایی‌مان، ارتباطمان در این مدت، راهی که تابه‌حال طی کرده‌ایم، صحبت‌هایی که بین ما رد و بدل شده و... فکر کنیم و ببینیم تا حالا چه کرده‌ایم.

- برای چند روز بدون ارتباط با دیگران و کسی که طرف مورد نظر ماست، به شرایطی که الان داریم فکر کنیم. می‌توانیم به وضعیت حال حاضر هر دویمان نمره بدهیم. مثلا بعد از آشنایی با فرد مورد نظر چقدر در کارهایمان موفق بوده‌ایم یا اینکه بعد از این آشنایی چقدر از برنامه‌هایی که در زندگی داشته‌ایم، دور شده‌ایم؟

- آینده را بررسی کنیم؛ به این معنی که با انتخاب او به عنوان زن یا شوهر، چه آینده‌ای در انتظار ما و حتی فرزندان ماست. مثلا آیا دختر یا پسری که برای ازدواج انتخاب کرده‌ام، می‌تواند مادر یا پدر شایسته‌ای برای فرزندانم باشد؟ با خودمان روراست باشیم. آینده از همین حالا مشخص است.

- فکر کنیم کسی که عاشق او هستیم، کنار ما نباشد؛ واقعا چه حسی داریم؟ این حس یا احساس‌ها را روی کاغذ بنویسیم و چند بار بخوانیم تا به حقیقت آن پی ببریم.




مرزی باریک بین عشق و ترس

«می‌ترسم از اینکه...»؛ آدم‌های زیادی را دیده‌ایم که از هر 10 جمله‌ای که درباره زندگی مشترک‌شان می‌گویند، 8جمله را با این عبارت شروع می‌کنند.

مرز باریکی بین عشق واقعی و عشق ناشی از ترس وجود دارد. در واقع در دوران آشنایی، پس از ازدواج یا حتی سال‌ها پس از آن، زوج‌ها بسیاری از کارها و رفتارهایشان را به خاطر «ترس» از طرف مقابل انجام می‌دهند یا انجام نمی‌دهند؛ چون عشق واقعی بین آنها نیست و ترس، رفتارهایشان را کنترل می‌کند. مثلا هدیه گران‌قیمت برای همسرمان می‌خریم، در حالی که هنوز نتوانسته‌ایم قرض همکارمان را پس بدهیم. به خاطر ترس از قهر و فریادهای او همه برنامه‌های مورد علاقه‌اش را انجام می‌دهیم، در حالی که باید آخر هفته به رئیسمان کاری را تحویل بدهیم و... همه اینها نشان از علاقه نیست بلکه نشان‌دهنده ترس ما از شریک زندگی است. این شکل دوست داشتن و در کنار هم ماندن، بدترین شکل ادامه زندگی مشترک یا ادامه آشنایی پیش از ازدواج است. یک بار از خودتان بپرسید تا کی می‌توانید -«واقعا» می‌توانید- این روال را ادامه بدهید؟




10 قانون عاشقانه

شاید فکر کنیم عشق واقعی و نه عشق شرطی و ناشی از ترس، هیچ‌وقت در دنیای ما وجود نداشته و نخواهد داشت اما این‌طور نیست. برای رسیدن به «عشق آزادانه»، یعنی ارزشمندترین شکل عشق، کافی است به 10 نکته توجه کنیم. به این ترتیب، شیرینی «این عشق» همیشه همراه ما خواهد بود.

- فقط خودت باش: اگر دوست داریم دوستمان داشته باشند و این دوستی و عشق تا ابد همین‌گونه بماند، نباید هیچ‌وقت در هیچ شرایطی «نقش» بازی کنیم. فقط خودمان باشیم؛ همانی که هستیم. 

- نترسیم: ترس - از هر نوع و به هر دلیلی - باعث شکست ما می‌شود. صادقانه رفتار کنیم تا روابط سالم و محکمی داشته باشیم.

به همسرمان توضیح بدهیم و نترسیم که توضیح ما را نپذیرد یا باور نکند. 

- بی‌پرده حرف بزنیم: این به این معنا نیست که او را با رک‌گویی یا بی‌احترامی برنجانیم بلکه به این معنی است که اگر از حرکتی، حرفی و... رنجیدیم، خیلی راحت آن را با شریک زندگی‌مان در میان بگذاریم. به این ترتیب، شک و کدورت‌ها به راحتی برطرف می‌شود.

- منتظر نباشیم: در مرحله آشنایی یا نامزدی اگر با دلایل منطقی به این نتیجه رسیدیم که برای هم افراد مناسبی نیستیم، رابطه را از همان مرحله قطع کنیم. بعد از ازدواج هیچ چیز تغییر نمی‌کند.

- متعهد باشیم: بعد از اینکه تصمیم جدی‌مان را برای ازدواج گرفتیم، به عهدمان پایبند باشیم.

- قصه‌های خودمان را باور نکنیم: به خودمان دروغ نگوییم، اطمینان ندهیم و بی‌دلیل خوشحال یا غمگین نشویم؛ فقط بکوشیم تا از بین صحبت‌ها، رفتارها و گفتارهای طرف مقابل، واقعیت‌ها را ببینیم و باور کنیم. خودمان هم سعی کنیم واقعی‌ترین، درست‌ترین و مشخص‌ترین احساس‌هایمان را به طرف مقابل هدیه کنیم.  

- گذشته را فراموش نکنیم اما تلافی نکنیم: اگر در گذشته نامزدی، ازدواج یا ارتباط ناموفقی داشته‌ایم، هیچ‌وقت آن را از یاد نبریم، اما شکست‌های گذشته را هم سر فرد جدید تلافی نکنیم.  

- حسابگری را کنار بگذاریم: برای آنکه طرف مقابل را «آزادانه» دوست داشته باشیم، باید حسابگری را کنار بگذاریم. با وجود اینکه باید به دقت شرایط طرف مقابل را از هر نظر بررسی کنیم، نباید کاسب کارانه نیز با مسئله برخورد کنیم.  

- مسئولیت‌پذیر باشیم: مسئولیت همه کارهایمان را به‌ عهده بگیریم و به آن پایبند باشیم. این نشان می‌دهد به احساسمان مسلط هستیم و شناخت درستی از حس خودمان و طرف مقابل داریم و رفتارهای ما کاملا منطقی و عاقلانه است. 

- عاشق خودمان باشیم: منظور خودخواهی یا خودشیفتگی یا خودبزرگ‌بینی نیست. کسی که برای خودش ارزش و احترام قائل شود، به دیگران هم احترام می‌گذارد و حاضر نمی‌شود ارزش و احترام دیگران را از بین ببرد. او صادقانه عاشق می‌شود.


  
نویسنده : بی نام و بی نشان ; ساعت ۱۱:۳۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ شهریور ۱۳۸۸
تگ ها :


راز چپ دستی آشکار شد!

گروهی از نورولوژیست های آمریکایی با مقایسه افراد راست دست، چپ دست و دو دست سرانجام موفق شدند راز مغز، ژنتیک و تفاوت های انسانی میان راست دست ها و چپ دست ها را آشکار کنند.


به گزارش مهر، افلاطون و ارسطو چپ دست بودند و چارلز داروین نیز عادت به استفاده از دو دست داشته است!


براساس بررسی ها، تنها 10 درصد از جمعیت دنیا چپ دست هستند و به نظر می رسد میان این افراد و راست دست ها تفاوت های رفتاری زیادی وجود داشته باشد. به تازگی گروهی از نورولوژیست های موسسه تکنولوژی ماساچوست (ام آی تی) با اسکن مغز و با کمک آخرین فناوری های ژنتیک سرانجام موفق شدند پی به راز افراد چپ دست ببرند.


در ماههای گذشته گروهی از دانشمندان انگلیسی دانشگاه آکسفورد ژنی را با عنوان LRRTM1 کشف کردند که عامل بروز چپ دستی است. برمبنای این تحقیق در افراد راست دست معمولا طرف چپ مغز مسئول کنترل عملکردهای سرعت و زبان و طرف راست وظیفه کنترل احساسات را به عهده دارد اما در افرادی که دارای این ژن هستند این مکانیزم برعکس است و بنابراین این افراد چپ دست می شوند.



اما به تازگی دانشمندان "ام آی تی" با بررسی مغز افراد چپ دست به نتایج جدیدی دست یافتند.
بررسی این دانشمندان نشان می دهد که مغز افراد چپ دست در رحم مادر بسیار آزادانه تر از مغز راست دست ها توسعه می یابد و بنابراین به راحتی از طراحی یک مغز استاندارد دور می شود.
به این گفته محققان، دربیشتر مردم نیمکره چپ مغز برای اجرای برنامه هایی متخصص شده است که فعالیت هایی مثل خواندن و صحبت کردن را کنترل می کنند.
این درحالی است که نیمکره راست بیشتر در فرایندهای کلی نگرانه مثل ادراک بینایی مشارکت دارد. بیشتر مردم روی نیمکره چپ مغز خود تسلط دارند و از آنجا هریک از این نیمکره ها طرف مخالف بدن را کنترل می کنند، بنابراین اکثر مردم راست دست هستند.
براساس گزارش Philadelphia Inquirer، برای سالها بسیاری از روانشناسان معتقد بودند که مغز چپ دست ها وارونه است و بنابراین توانایی زبانی این افراد در طرف راست این اندام قرار گرفته است. اگرچه این دیدگاه در برخی موارد صحیح است اما جنبه عمومی ندارد.


دانشمندان در تحقیقات خود نشان دادند که بسیاری از راست دست ها یک الگوی مشخص را در استفاده از نیمکره راست خود برای توانایی های زبانی دنبال می کنند.
به گزارش مهر، در حالی که مغز چپ دست ها کمتر قابل پیش بینی است، نمی تواند از یک الگوی مشخص در انجام فعالیت های زبانی خود پیروی کند. به طوریکه توانایی زبانی حدود نیمی از چپ دست ها در طرف چپ مغز آنها، 10 درصد در طرف راست و 40 درصد در مناطق مختلف هر دو نیمکره متمرکز شده است.
به گفته دانشمندان آمریکایی، ژنی که به تازگی دانشمندان انگلیسی کشف کرده اند تنها در یک درصد از مجموع انسان ها بیان شده است، این درحالی است که 10 درصد از مردم دنیا چپ دست هستند و به نظر می رسد که این ویژگی رو به افزایش است.
بنابراین چپ دستی بیش از آنکه وابسته به این ژن داشته باشد به صفات ارثی دیگری وابسته است که چگونگی توسعه مغز در دوران جنینی را کنترل می کنند.




ksalamati.blogsky.com متفکر

  
نویسنده : بی نام و بی نشان ; ساعت ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٦ شهریور ۱۳۸۸
تگ ها :


زنان چه مردی انتخاب می‌کنند و مردان چه زنی؟

http://binamobineshan.persiangig.com/mardan.jpg


به گفته محققین، انتخاب مردان به هیچ وجه نمایانگر آنچه قبلا گفته اند نبوده است، در عوض به نظر میرسد که مردان انتخاب خود را بیش از هرچیز بر اساس جذابیت ظاهری زنان قرار میدهند.


به گفته پیتر تاد(Peter Todd) از برنامه علوم شناختی دانشگاه ایندیانا: " اینکه مردم بگویند در انتخاب یار خود به دنبال مشخصات خاصی بوده و میخواهند کسی مانند خود را پیدا کنند، دلیل نمیشود که در آخر شخصی با همان مشخصات را انتخاب کنند."


محققین تحت سرپرستی تاد در گزارش خود اعلام کرده اند که انسانها نیز مانند بسیاری از پستانداران دیگر عمل میکنند." انسانها نیز از قانونی که داروین از آن سخن گفته، زنان باریک بین و مردان رقابت جو، پیروی میکنند، حتی اگر زبانشان حرف دیگری بزند." تحقیق مذکور در آلمان و بر روی 26 مرد و 20 زن انجام شده است.


این افراد در سنین 26 تا 40 سال هستند و در برنامه های "آشنایی سریع" یا speed dating حضور یافته اند. این برنامه به این ترتیب است که افراد برای ملاقات با یکدیگر تنها 3 تا 7 دقیقه وقت دارند و سپس به سراغ نفر بعدی میروند. پس از اتمام زمان، شرکت کنندگان افرادی را که به ملاقات مجدد آنها علاقه دارند مشخص کرده و قراری بین زوجهایی که یکدیگر را انتخاب کرده اند گذاشته میشود.

آشنایی سریع به محققین امکان میدهد که در زمان کوتاه داوطلبان را با تعداد زیادی گزینه روبرو کرده و نتایج آنرا فورا دریافت کنند.




همه چیز به ظاهر بستگی دارد!
در این تحقیق، از شرکت کنندگان خواسته میشود که قبل از شروع برنامه و ملاقات با یکدیگر، پرسشنامه ای را درباره آنچه در طرف مقابل میپسندند و جستجو میکنند، پر کنند که مواردی چون ثروت، موقعیت اجتماعی، تعهد خانوادگی، نمود ظاهری، سلامتی و جذابیت در این میان به چشم میخورد. پس از اتمام کل برنامه، محققین پاسخهای داوطلبان را با آنچه در واقعیت انتخاب کرده اند مقایسه میکنند.

به گفته محققین، انتخاب مردان به هیچ وجه نمایانگر آنچه قبلا گفته اند نبوده است، در عوض به نظر میرسد که مردان انتخاب خود را بیش از هرچیز بر اساس جذابیت ظاهری زنان قرار میدهند.

همچنین به نظر میرسد که مردان بسیار کمتر از آنچه به نظر میرسد باریک بین هستند. به گفته تاد، مردان تقریبا هر زنی را که بیش از حد متوسط استاندارد جذاب باشد، انتخاب میکنند.


البته انتخاب واقعی زنان نیز با آنچه گفته اند متفاوت بوده است، اما زنان به انتخابهای بصیرانه تری دست زده اند. دانشمندان میگویند زنان از اهمیت تاثیر جذابیت خود بر مردان آگاهند و به همین دلیل انتظارات خود را طوری تنظیم میکنند که مردان مطلوبتری را انتخاب کنند. به گفته تاد: " زنان به مردانی پیشنهاد دیدار مجدد میدهند که دارای امتیازات کلی بیشتری باشد به طوری که با میزان جذابیت خودشان- که به خوبی از میزان آن آگاهند- نسبتی مساوی داشته باشد. زنان میزان جذابیت مردان را بیش از حد لازم مورد توجه قرار نمیدهند زیرا بخشی از هدف زن برای انتخاب، مردی است که در کنار او باقی بماند."

تاد افزود: " البته زنان به مردی با ظاهری بیش از حد پایین تر از خود هم راضی نمیشوند، آنها میدانند که تا چه حد میتوانند پیش بروند و هدفشان، شخصی همسطح خودشان است."

به این ترتیب، جذابیت زنان، تاثیرگذارترین عامل انتخاب برای مردان و زنان به شمار میرود!



عینک

  
نویسنده : بی نام و بی نشان ; ساعت ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٦ شهریور ۱۳۸۸
تگ ها :


آخرین مدل حالگیری....!!!!

دخترجوانی از مکزیک برای یک مأموریت اداری چندماهه به آرژانتین منتقل می‌شود. پس از دوماه، نامه‌ای از نامزد مکزیکی خود دریافت می‌کند به این مضمون:


"
لورای عزیز، متأسفانه دیگر نمی‌توانم به این رابطه از راه دور ادامه بدهم و باید بگویم که دراین مدت ده بار به توخیانت کرده‌ام !!! ومی‌دانم که نه تو و نه من شایسته این وضع نیستیم. من را ببخش و عکسی که به تو داده بودم را برایم پس بفرست. باعشق : روبرت"


دخترجوان، رنجیـده خاطرازرفتار مرد، ازهمه همکاران ودوستانش می‌خواهد که عکسی ازنامزد، برادر، پسرعمو، پسردایی خودشان به اوقرض بدهند وهمه آن عکس‌ها را با عکس روبرت، نامزد بی وفایش، دریک پاکت گذاشته وهمراه با یادداشتی برایش پست می‌کند، به این مضمون:


"
روبرت عزیز، مراببخش، اما هر چه فکر کردم قیافه تو را به یاد نیاوردم، لطفاً عکس خودت را از میان عکسهای توی پاکت جداکن وبقیه را به من برگردان…"

 

 

نیشخند

  
نویسنده : بی نام و بی نشان ; ساعت ٦:۳۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٥ شهریور ۱۳۸۸
تگ ها :


عکس: بچه های سفید (فاقد رنگدانه) در یک خانواده سیاهپوست برزیلی

اینا خیلی جالبن, من یه جای زال از نژاد سیاهپوست دیده بودم, ولی یه رنگ خاصی داشتن, با اینکه سفید بودن اما کمی پوستشون کدر بود, اما اینا کاملا سفید و شفافن!

 

 

 


برای بزرگ دیده شدن تصاویر روی آنها کلیک کنید.





 

 

 

 

 

در ضمن گالری وبلاگ با ارائه تصاویر بسیار زیبای پس زمینه دسکتاپ در اندازه های 1600x1200 به روز شد.

برای مشاهده تصاویر به گالری وبلاگ مراجعه نمایید.

 

  
نویسنده : بی نام و بی نشان ; ساعت ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٥ شهریور ۱۳۸۸
تگ ها :


گلشیفته فراهانی روسری اش را انداخت و سوت زد!

» گلشیفته فراهانی روسری اش را انداخت و سوت زد!




بیست و هشتمین جشنواره بین المللی سینمای هنر آزولو در شمال ایتالیا کار خود را آغاز کرد.

به گزارش "ریخت و پاش" گلشیفته فراهانی هنرمند ایرانی جایزه امسال این جشنواره را از آن خود کرد.این جایزه هر سال به یک زن هنرمند اعطا می شود.

از جشنواره بین المللی سینمای هنر آزولو بیشتر بدانید

شهر آزولو در شمال ایتالیا، در گذشته پاتوق شاعران، نویسندگان، آهنگ سازان و هنرمندان بوده و این سنت هنری را همیشه در خودش داشته است.

این جشنواره در حقیقت همان راهی را می رود که سال ها پیش جشنواره معروف Artista d Sull Arte e di Biografie می رفت.

آزولو کاملاً در خدمت هنر است و به آثار برتر جوایز نفیسی می دهد

به گزارش "ریخت و پاش" این جشنواره از پنج بخش اصلی تشکیل شده است.: «فیلم هایی در مورد هنر سمعی و بصری»، «فیلم هایی در مورد هنرمندان»، «فیلم هایی در مورد لذت پرستی و هنر»، «فیلم هایی در مورد رابطه رایانه و هنر» و «فیلم هایی که توسط اندیشمندان و یا موسسه هایی بزرگ هنری ساخته شده اند»




.................................................. ................................................

گلشیفته فراهانی جایزه بیست و هشتمین دوره جشنواره را ربود
بیست و هشتمین جشنواره بین المللی سینمای هنر که در شهر بسیار زیبای آزولو در شمال شرقی ایتالیا برگزار می شود برای دریافت جایزه " الئونورا دوزه" که همه ساله به یاد معروف ترین هنرپیشه زن سینمای ایتالیا در دهه 20 تا 40 قرن بیستم به یک زن هنرمند داده می شود " گلشیفته فراهانی" را انتخاب کرد .

به گزارش "ریخت و پاش" در طی مراسمی که در تئاتر " الئونورا دوزه" در شهر آزولو در حضور مقامان شهری و استانی و شرکت کنندگان در این جشنواره برگزار شد " گلشیفته فراهانی" این جایزه را به نمایندگی از زنان هنرمند در ایران دریافت نمود.





سوت زدن گلشیفته !

" گلشیفته فراهانی" در هنگام دریافت جایزه در حالیکه حجاب نداشت به روی سن رفت و در حرکتی جالب توجه یک روسری به روی سرش انداخته و هنگام دریافت جایزه ضمن اشاره به محدودیت هایی که در ایران برای هنرمندان وجود دارد گفت : زنان در ایران منجمله نمی توانند آواز بخوانند و بنابراین من امشب برای شما سوت خواهم زد!!

وی سپس برای چند ثانیه اقدام به سوت زدن نمود و پس از این حرکت مجددا روسری اش را از سربرداشت و جایزه اش را دریافت کرد.

اینگرید برگمن بازیگر سرشناس سوئدی از جمله بازیگرانی است که در گذشته موفق به دریافت این جایزه شده بود.

در سالهای گذشته فیلم هایی از ایران در جشنواره سینمای هنر آزولو نمایش داشته شده و امسال نیز چند فیلم از ایران به دفتر این جشنواره رسیده است.

به گزارش "ریخت و پاش" جشنواره سینمای هنر آزولو از 28 ماه اوت (6 شهریور) آغاز و تا ششم سپتامبر (17 شهریور) به کار خود ادامه خواهد داد.



...

 

 

مرتبط:

  
نویسنده : بی نام و بی نشان ; ساعت ۱٢:٠٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٥ شهریور ۱۳۸۸
تگ ها :


رسوایی چشمچرانی اوباما و سارکوزی!

دیلی تلگراف پس از رسوایی چشمچرانی اوباما و سارکوزی و همین طور دیگر سیاستمداران و شخصیتهای مهم از جمله دیوید بکهام و شیراک در مطبوعات و اینترنت و پخش فیلمها و عکسهای لورفته از این صحنه ها گزارشی را به تازگی منتشر نموده است که در ذیل متن آنرا مشاهده می کنید.

به نوشته دیلی تلگراف، محققان دریافته‌اند که مردها به طور میانگین روزانه 43 دقیقه را صرف خیره شدن به 10 زن مختلف می کنند که این میزان برابر با 259 ساعت یا تقریبا 11 روز در سال است که در فاصله بین 18 تا 50 سالگی بالغ بر 11 ماه و 11 روز می شود.
تنها این نوع مردها نیستند که جنس مخالف را ستایش می کنند بلکه زنها نیز روزانه 20 دقیقه را صرف نگاه کردن به 6 مرد مختلف می کنند. این میزان نیز برابر با 6 ماه به طور کلی بین 18 تا 50 سالگی است.


...



مارک آیرلند سخنگوی مرکز کوداک لنز ویژن که این نظرسنجی را انجام داده است، گفت: مردها مشهور به نگاه کردن به زنها هستند، اما جالب است بدانیم که آنها واقعا چه مدت را صرف این کار می کنند. به طور کلی یک سال از زندگی مردان صرف قفل کردن چشمهای آنها بر روی جنس مخالف می شود.
وی افزود: علاوه بر این زمان باید متوجه بود که مردان اگر بخواهند زنی را تحت تأثیر قرار دهند حتی حاضر به ول کردن کار خود و توقف فعالیتهای کاری تا انجام این کار هستند.





*برای مشاهده عکس زیر در سایز بزرگ و کیفیت بهتر روی آن کلیک کنید.





این نظر سنجی بر روی 3 هزار نفر نشان داد که سوپرمارکت مهمترین نقطه تبادل این نگاههاست و بعد از آن مشروب فروشیها و کلوپهای شبانه قرار دارند.
اما در حالی که اکثریت مردان و زنان از اینکه کسی به آنها نگاه کند، احساس مورد توجه قرار گرفتن می کنند، اما افراد بیشتر دوست دارند به آن‌ها نگاه نشود. مردها با 19 درصد در برابر زنها با 9 درصد معتقدند از اینکه کسی به آنها خیره شود، احساس خوشحالی می کنند.
16 درصد دختران از این کار احساس ناراحتی کرده و 20 درصد نیز می گویند این کار آنها را خجالت زده می کند. بیش از 40 درصد زنان چشم را اولین جذابیتی دانسته‌اند که در نگاه اول به چشم آنها رسیده است، در حالیکه همین تعداد از مردان معتقدند که چشم آنها در ابتدا مجذوب وضع کلی بدن زن می شود.



یک سوم از شرکت کنندگان در این تحقیق با همسر خود بر سر اینگونه نگاهها بحث داشته اند و یک نفر از هر 10 نفر کارشان به جدایی از همسرشان کشیده است.
5 نقطه مهمی که در آن مردان زنان را زیر نظر دارند عبارتند از سوپرمارکت، مشروب فروشیها، کلوپهای شبانه، محل کار و مغازه ها و 5 نقطه مهمی که در آن زنان مردان را زیر نظر دارند عبارتند از: مشروب فروشیها، مغازه ها، وسایل نقلیه عمومی، سوپرمارکتها و محل کار.

-------------------






تقصیر سارکوزیه, اوبامارو از راه به در کرد..

  
نویسنده : بی نام و بی نشان ; ساعت ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٥ شهریور ۱۳۸۸
تگ ها :


خدا

اگه حس ما از محیط پیرامون ساخته ذهنمون باشه؟!...

هر چی میبینیم و میشنویم و لمس و احساس میکنیم.. همش کشک باشه، تکلیف این چیزی که داره اینارو به من القا میکنه چی میشه؟!

 

یه تیکه چربی نمیتونه اینارو تحلیل کنه...

 

ولی شایدم بشه و من دارم اشتباه میکنم، یعنی قدرت ماورایی در کار نیست؟!

 

نه..!

 

اتم و مولکول، حتی اجزای ریزتر از اون قابلیتهای کشف نشده ی زیادی دارن که برما مشهود نیست..

ولی آخرش چی؟!

 

مگه همون ذره ریز که این همه شگفتی به وجود آورده نمیتونه خدا باشه؟!

 

مگه فقط قراره خدا تو آسمون باشه، اون بالا بالاها؟!!...

 

مگه "خدا از رگ گردن به ما نزدیکتر نیست؟!"

 

و...؟!؟؟؟

 

 

 

 

به هرحال...

هرچی هست دوسش دارم...

یادم باشه فقط تورو دوست دارملبخند

 

--------------------------------------

زیاد ادبی نیستم، ولی بسته به شرایط روحیم استثناعا از این مطلب خوشم اومد..


در ژرفای وجود ما
یک روح زندگی میکند
کسی تا بحال روح را ندیده
اما همه می دانیم او آنجاست .
نه تنها می دانیم او آنجاست
بلکه حتی می دانیم توی آن چیست؟
در آن روح
درست وسط آن
پرنده ای است که روی یک پایش ایستاده
او همان "پرنده روح" است.
هرچه که ما حس میکنیم او هم حس میکند.
وقتی کسی دل ما را میشکند؛
پرنده روح از درد و اندوه مدام دور خودش چرخ می زند
وقتی کسی به ما عشق می ورزد؛
او رقص کنان به پرواز در می آید
وجست و خیز کنان بالا و پائین می پرد.
وقتی کسی ما را صدا می زند؛
پرنده روح گوش تیز میکند
تا ببیند ما را چطور صدا زده اند
وقتی کسی از دست ما عصبانی می شود؛
پرنده روح خودش را مثل یک توپ جمع می کندو در خود فرو می رود.
وساکت و غمگین می شود.

ولی اگر کسی ما را در آغوش بگیرد؛
پرنده روح در اعماق وجودمان ،بزرگ و بزرگتر میشود.
تا جایی که تمام وجود ما را پر میکند
بله ،وقتی کسی در آغوشمان میگیرد
پرنده روح از خوشحالی بال در می آورد!
در ژرفای وجود ما یک روح زندگی میکند.
روحی که تا بحال کسی ندیده ،
اما همه می دانیم که او آنجاست.
هرگز کسی بدون روح بدنیا نیامده،هرگز.
از لحظه ای که چشم به جهان می گشائیم؛
روح هم با ما بدنیا می آید
و هرگز ما را ترک نمیکند-حتی یک لحظه-تا زنده هستیم او با ماست.
مثل هوائی که تنفس می کنیم،
از لحظه ای که بدنیا می آئیم تا هنگامی که از دنیا می رویم.
حالا می خواهید بدانید
پرنده روح از چه چیز درست شده؟
خیلی ساده است؛
او از کشو ساخته شده است!
اما این کشو ها مثل کشو های معمولی باز نمیشوند
.برای اینکه هر کدام از آنها کلید مخصوص خودشان را دارند
و فقط پرنده روح می تواند آنها را باز کند
چه جوری؟
خب،این هم خیلی ساده است،
با آن پای دیگرش!
پرنده روح،
روی یکی از پاهایش می ایستد،
با پای دیگرش (همان که موقع استراحت زیر بالش جمع می کند)
کلید را توی قفل کشویی که میخواهد باز کند، می چرخاند،بعد دستگیره اش را می کشد.
و بعد هر چیز توی آن است میریزد بیرون!
برای هر چیزی که ما حس میکنیم یک کشو هست
به همین دلیل پرنده روح کشوهای خیلی خیلی زیادی دارد!
یکی برای خوشحالی ،یکی برای غم؛
یکی برای حسادت.،یکی برای قناعت.؛
یکی برای امیدواری یکی برای نا امیدی.؛
یکی برای صبوری .،یکی برای بیحوصلگی؛
یکی برای تنفر ،یکی برای دوست داشتن؛
حتی یک کشو برای تنبل داریم،
یکی برای بی فایده بودن؛
ویک کشو ی مخصوص هم برای سری ترین راز هایمان-کشویی که سخت باز می شود.
کشو های دیگری هم هست
پرنده روح برای هر چیزی که فکرش را بکنید یک کشو دارد.
گاهی شما خیلی راحت می توانید به پرنده بگویید
که کدام کلید را بردارد و کدام کشو را باز کند
بعضی وقت ها هم پرنده خوذش برای شما کشوی مخصوصی را انتخاب میکند
مثلا وقتی شما دلتان می خواهد ساکت باشید
به پرنده روح دستور میدهید که کشوی سکوت را باز کند.
اما برای باز کردن کشوی حرف پرنده خودش تصمیم میگیرد
آنگاه شما هی حرف میزنید و حرف میزنید
بدون اینکه شما دلتان خواسته باشد
یا مثلا دوست دارید با صبر و حوصله به حرف دیگران گوش کنید
اما پرنده روح کشوی بی حوصلگی را باز میکند
و شما ناگهان کُفرتان بالا می آید.

بعضی از وقتها شما بدون اینکه دلتان بخواهد حسودی می کنید
گاهی وقتها شما دلتان می خواهد به دیگران کمک کنید ولی مزاحمشان میشوید.
پرنده روح همیشه آن کاری را که از او می خواهید انجام نمیدهد.
بر عکس گاهی همه چیز را به هم میریزد.
تا اینجا معلوم شد آدمها با هم فرق دارند،
چون پرنده درون هر کدام از آنها با دیگری فرق میکند.
شادی را در وجود شما میریزد
و شما شادو خوشحال میشوید
اما اگر پرنده ای
کشوی عصبانیت را باز کند،
شما دائماً عصبانی هستید
مگر اینکه پرنده آن کشو را ببندد.
پرنده ای که ناراحت است کشوهایی را باز میکند
که اوقات شما را تلخ میکند.
اما پرنده ای که شاد است ،کشویی را باز میکند
که شما هم شادمان شوید
اما مهمتر از همه این است که به صدای پرنده روح گوش میکنیم،
چون گاهی اوقات او ما را صدا میزنداما ما صدایش را نمیشنویم.
این دیگر خیلی شرم آور است،چون او میخواهد با ما از خودمان حرف بزند.
او میخواهد با ما از احساسهایی حرف بزندکه در کشوی آنها قفل است و توی آن زندانی شده اند
بعضی از ما همیشه صدای او را میشنویم.
بعضی تقریباً هرگز نمیشنویم
بعضی از ما
درتمام زندگی فقط یک بار صدایش را میشنویم
چه فکر خوبی است .
نیمه های شب که همه جا آرام و ساکت است
به صدای پرنده روح
از اعماق وجودمان می آید گوش بدهیم.

 

 

 

 

بازم بلاگمو به روز کردم!از خود راضی

  
نویسنده : بی نام و بی نشان ; ساعت ۳:٥۸ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٤ شهریور ۱۳۸۸
تگ ها : خدا


مرگ خواب

تا حالا به خواب عمیق و سنگینت فکر کردی؟

وقتی خیلی خسته باشی و توجهت از دنیای اطراف به صفر برسه و تخت بگیری بخوابی..

تو عالم خواب رویاهایی میبینی گاهی به اندازه ای باور پذیرند که تا مدتی بعد از بیدار شدن باورت نمیشه که همش خواب و رویا بوده..

ممکنه توی عالم رویا به خوابت و جریاناتش جهت بدی, ولی وقتی بیدار میشی دیگه....

 

 فقط حسی که بعد از دیدن اون وقایع در ما ایجاد شده باقی میمونه, کم یا زیاد.. بیشتر از این نیست..

 

 

حالا اینارو گفتم که برسم به این مطلب..

 

میگن خواب برادر مرگه.. با این اوصاف بعد از مُردن چی میاد به سرمون؟!

.....

 

 

 

 

 

هنوز به نتیجه نرسیدم, باقیشو بعدا میگم..

فعلا تا بعد!

 

 

 

  
نویسنده : بی نام و بی نشان ; ساعت ۸:٤٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٢ شهریور ۱۳۸۸
تگ ها : مرگ


خدای درون..

ترم دیگه ترم آخره..

یه حس بدی دارم, ترس و اضطراب از پیدا نکردن کار...

دوستانمم همینطور..


نه اینکه پیدا نشه!

دنبالش بری پیدا میکنی...

اما اینکه خوب باشه یا نه و حداقل نزدیک به اونی که فکرشو میکنی باشه(نه کمتر) مساله اینست!افسوس

شاید توقع بالای ماست که موجب این حالات میشه!


 

سردرگمم... الگوی خاصی تو زندگیم ندارم, هرچی بوده تا الان از گوشه و کنار کش رفتم, با دیدن و شنیدن از اطراف(آشنایان, تلویزیون, اینترنت و ...)

 

ولی اینا کافی نیست, مشاور و راهنما نقش اساسی داره.. 

هیچی

هیچی

هیچی

کلافه

احساس پوچی هنوز بهم دست نداده, چون هنوز به خدا ایمان دارم, با وجود این سیل عظیم و همه گیر بی ایمانی که دیدم تا الان(خدایا شکرت..)

ولی تا کامل روی پای خودم نایستم آروم نمیگیرم..

از نظر مالی و کسب درآمد... 


نمیدونم شاید همین استرس و نگرانیها پیش درآمد شروع زندگی جدیدی باشه..

شاید از ناکارایی رشته تحصیلیم تو ایران باشه..


 

------------------------------------------------

حال و روزم عوض شده, دیگه مثل سابق نیستم, الکی خوش و...

اینو از سابقه نوشتارم تو وبلاگم که شاید تا حدودی نزدیک به شخصیت خودمم بود میشه پیدا کرد. 

تازگیا روحیات و طرز فکر و.. حتی خط نوشتاریم هم عوض شده

خودم از ورژن جدیدم احساس رضایت میکنم در کل به نظرم بد نیستفرشته

ولی به نسبت گذشته ناملایمات بهتر درک میکنم و همین آزارم میده, میشه گفت حساس شدم و زود... نگران 


 

سعی میکنم باهاش کنار بیام, روی هم رفته فکر کنم سازنده باشه...

فقط خدا عاقبت کار رو ختم به خیر کنههیپنوتیزم 

 

 


التماس دعا.. (از ته دلوقت تمام)

مخلصیم هنوز.. ماچ

 

 

 

*زیاد با فلسفه درد و دل تو فضای عمومی(حتی از نوع وبلاگیش) زیاد موافقنیستم, ولی خوب دیدم هویت که هنوز اهراز نشده, پس بی خیال, سفره رو بچاپ! نیشخند

  
نویسنده : بی نام و بی نشان ; ساعت ۱:٠۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۸ شهریور ۱۳۸۸
تگ ها :