بنده ناسپاس

سال 83 بود و من علاوه بر پیش دانشگاهیم میرفتم کلاس کنکور..

 

 

 

دوران بدی بود، بعد از کلاسای درسیم که معمولا تا 2-3 بعدازظهر بود، باید میرفتم فکور(کلاس کنکورم) و تا شب اونجا بودم (انقدر اون دوران سخت و زود گذشت که الان ساعت و روزهای کلاسامو یادم نمیاد!  )

 

 

بعضی وقتها میرفتم خونه و اشانتیونی یه ناهاری میزدم و بدو میرفتم کلاس (دو تا تاکسی رو شاخش بود، زیاد راه نبود ولی وقت کم بود)

 

 

خلاصه، طی این سال هیچی درس نخوندم، فقط تو راه بودم، شبهام خواب!

 

 

سالای قبلم که یه اکیپ درس نخون بودیم تو کلاس (من و دوتا از دوستام، که اون دوتای دیگه دانشگاه قبول نشدن) درسای همون سال تحصیلیمونم به زور میخوندیم! البته از درس و یادگرفتن بیذار نبودم، من تفریحاتم کم بود و دوست نداشتم (حداقل) آرامش و آزادیمو پای کتاب و تکلیفای درسیم تلف کنم .

سال 83 هم کنکور آزمایشی (سراسری تجربی و هنر و آزاد تجربی) شرکت کردم و خوب.. قبول نشدم! تعجبی هم نداشت چون همه رو الکی زدم. 

 

 

 

 

همه اینا گذشت و من همینطوری اَلا بختکی (اصطلاحو! ) بالا اومدم.

سال 84، سال کنکور اصلی و اولم بود، من بازم سراسری و آزاد به همون ترتیب آزمایشی شرکت کردم، بی هیچ استرس و اضطرابی رفتم سرجلسه نشستم ، از قبل هم به خانوادم گفته بودم من امسال نتونستم درس بخونم، هرچی هم به غیر از "داروسازی" قبول شم نمیرم!  (بابا اعتماد به نفس.....)

 

 

 

 

خلاصه، نتایج اومد و من فقط یه قبولی اوردم ! اونم انتخاب هفتم دانشگاه آزاد بود..زده بود "زیست شناسی سلولی و مولکولی" که خودم گفتم بیخیال! کی میره..؟!!!  ولی بابا اینا گفتن، حالا امسالو بوررررو.. سال دیگم تو کنکور شرکت میکنی.. اگه رشته بهتر قبول شدی اونو برو، اگه نشدم باز اینو داری..

 

 

 

منم دیدم منطقیه ! گفتم باشه، رفتیم ثبت نام و چون این رشته رو تازه وارد این دانشگاه (آزاد ورامین - پیشوا ) کرده بودن و جوابگوی ظرفیت ورودی هارو نداشتن یه سریهارو مهر پذیرش کردن، الباقی هم افتاد نیمه دوم بهمن ماه(که منم جزوشون بودم)

 

 

الحمدلله بعد از گذشت 3 سال از اون واقعه پشیمون نیستم و برعکس میبینم که چقدر خدا دوستم داشته و چقدر شانس اوردم.

 

 

 

اول گرایش رشتمون مشخص نبود، اما بعد گرایش ژنتیک شد و در اصل شد "زیست شناسی سلولی و مولکولی - گرایش ژنتیک" (ای جان جان) که کلی خوش به حالمون شد.

 

 

 

وضعیت درسیم هم الان زیاد تعریفی نیست، ولی سعی میکنم از دستش ندم.

 

-----------------------------------------------------------------

پانوشت: همه اینا رو گفتم که به یه حقیقت تلخ اعتراف کنم:

شرمندم خداجون، من بنده ی ناسپاسیم.

 

 

 

 

*(شرمنده دوستانی که سر میزنن و خجالت میدن، من شاید نرسم زود به بلاگتون سر بزنم، ولی حتما میام و از خجالتتون درمیام، حلال کنید.. )

 

 

 

مخلصیم

یا حق

-----------------------------------------------

Downloads Center:

دانلود نرم افزار حسابداری

McAfee Virus Scan Plus 2008

McAfee Internet Security Suite 2008  

 

/ 11 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ahmad

سلام رییس! حال و احوال؟ به سایت خودت سر نمی زنی بی معرفت؟[قهر]گندت بزنه با اون اخلاقت!!![زبان]اخلاقت خیلی هم خوبه بی خودی چرت و پرت ننویس![لبخند] پاشو بیا دلمون تنگیده واست.ببین کار دنیا به کجا رسیده که من دارم یه یوزر قدیمی تر از خودم رو به پرشین یوزر دعوت می کنم!!! نام: joliepoolie معرف: ahmad [قلب] جات خالیه.خیلی خالیه....کل نت رو دنبال قدیمیا دارم می گردم تا یکی یکی برتون گردونم![گل]پا میشی میایی ناز نمی کنیا!منتظرت هستـیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم. [ماچ] این جمله هم به یاد قدیما: سربلند و پیروز باشید. [img]http://qsmile.com/qsimages/297.gif[/img]

پژمان

سلام دوست خوبم .. اول بگم که اشتباه کردی . من عشفم تولدش گذشته . 10 آبان تولد خودمه [نیشخند]

پژمان

دوماَ پست این دفعه خیلی قشنگ بود . یک چیزایی ازت فهمیدم که تا حالا فکرش نمی کردم . فکر می کردم بچه درسخونی هستی [چشمک] اشکال نداره ... مهم الانه . پشت کنکور موندن واسه خودش عالمی داره [خجالت] امیدوارم روز 10 آبان توی وبلاگم ببینمت . از این که تند تند به من سر می زنی خوشحال تر هستم . [گل][گل]

مُرده مرداب(شرور)

منم پارسال عمری امید رتبه زیر 400 بودیم ! یه دفعه عوض شد ! شدیم فقط مهندسی تهران و اطراف ! بعد سر جلسه شربت آبلیمو ریخ رو پاسخ نامه کلا اختصاصیم صحیح نشد ! آزاد معماری تهران غرب قبول شدم ! اما به خاطر نفرتم از معماری نرفتم !! منتظر این تکمیل ظرفیت سراسریم تا عمران هرجا شد برم !![گریه]

مُرده مرداب(شرور)

باید به چیزایی که داریم راضی باشیم !! چون ممکنه بعضی وقتا حسرتش رو بخوریم [تایید] فک کنم نتیجه اخلاقیش رو گرفتم [نیشخند]

پژمان

سلام . دوباره اومدم که ازت پوزش بخوام بابت اینکه این دفعه نتونستم رد پای رویاها رو آپ کنم . چون این دفعه باید روانشناسی فیزیولوژیک می نوشتم کمی سخت بود ولی 10 آبان حتماَ آپ می کنم . ممنونم که به اون وبلاگم هم سر می زنی . خیلییییییییییی گلی[گل][زبان]

panir

سلام عزیزم منم دانشجوی رشته ی ژنتیک ام اما دوره کارشناسی ارشد! من دنبال آهنگ ماه در بیاد مارتیک بودم که از طریق گوگل وارد وبت شدم. دمت گرم وبت عالیه! بازم خوشحالم از آشنایی با تو و وبت! موفق باشی![ماچ]