خدای درون..

ترم دیگه ترم آخره..

یه حس بدی دارم, ترس و اضطراب از پیدا نکردن کار...

دوستانمم همینطور..


نه اینکه پیدا نشه!

دنبالش بری پیدا میکنی...

اما اینکه خوب باشه یا نه و حداقل نزدیک به اونی که فکرشو میکنی باشه(نه کمتر) مساله اینست!افسوس

شاید توقع بالای ماست که موجب این حالات میشه!


 

سردرگمم... الگوی خاصی تو زندگیم ندارم, هرچی بوده تا الان از گوشه و کنار کش رفتم, با دیدن و شنیدن از اطراف(آشنایان, تلویزیون, اینترنت و ...)

 

ولی اینا کافی نیست, مشاور و راهنما نقش اساسی داره.. 

هیچی

هیچی

هیچی

کلافه

احساس پوچی هنوز بهم دست نداده, چون هنوز به خدا ایمان دارم, با وجود این سیل عظیم و همه گیر بی ایمانی که دیدم تا الان(خدایا شکرت..)

ولی تا کامل روی پای خودم نایستم آروم نمیگیرم..

از نظر مالی و کسب درآمد... 


نمیدونم شاید همین استرس و نگرانیها پیش درآمد شروع زندگی جدیدی باشه..

شاید از ناکارایی رشته تحصیلیم تو ایران باشه..


 

------------------------------------------------

حال و روزم عوض شده, دیگه مثل سابق نیستم, الکی خوش و...

اینو از سابقه نوشتارم تو وبلاگم که شاید تا حدودی نزدیک به شخصیت خودمم بود میشه پیدا کرد. 

تازگیا روحیات و طرز فکر و.. حتی خط نوشتاریم هم عوض شده

خودم از ورژن جدیدم احساس رضایت میکنم در کل به نظرم بد نیستفرشته

ولی به نسبت گذشته ناملایمات بهتر درک میکنم و همین آزارم میده, میشه گفت حساس شدم و زود... نگران 


 

سعی میکنم باهاش کنار بیام, روی هم رفته فکر کنم سازنده باشه...

فقط خدا عاقبت کار رو ختم به خیر کنههیپنوتیزم 

 

 


التماس دعا.. (از ته دلوقت تمام)

مخلصیم هنوز.. ماچ

 

 

 

*زیاد با فلسفه درد و دل تو فضای عمومی(حتی از نوع وبلاگیش) زیاد موافقنیستم, ولی خوب دیدم هویت که هنوز اهراز نشده, پس بی خیال, سفره رو بچاپ! نیشخند

/ 5 نظر / 9 بازدید
سوگند

سلام دوست عزیز وبلاگ جالبی دیری به منم سر بزن خوشحال میشم

سوگند

سلام دوست من میتونیم باهم تبادل لینک داشته باشیم

لاکو

سلام بازم سلام شما که مطلب جدید نراشتی ولی من آپم قدم رنجه میکنید اگه بیاید یا علی

ت ی ن ا

سلام مهربون زمینی..! آپـــــــــــــــــــــم...بدو بیا بدو دیگه

ت ی ن ا

سلام مهربون زمینی..! آپـــــــــــــــــــــم...بدو بیا بدو دیگه